کمی مولا تـو فکـر قلب حیـران می کنی امشب؟
مــرا فــارغ ز هجـر و داغ نیـران می کنی امشب
.
به دشتـی، لاله زاری، یا به صحـرایـی،! نمی دانـم
همی دریای این دل را تو طوفان می کنی امشب
.
کـویـری را نـگـاه لطـف تـو سـرسبـز خواهـد کـرد
کجـا را بـا قـدم هـایـت گلـستـان می کنی امشب
.
تب هـجــران و ســوز اشـک، نــور دیــده را بـرده
مرا انـگــار مـثـــل پـیــر کنــعــان می کنی امشب
.
خوشا آنکس که یار ست و خبر دارد ز امـروزت
تـو هـم حـتمــا هـوای دیـدن آن می کنی امشب
.
سپـر کن لحـظـه ای هـر چنــد اندک با رفیـقـانـت
هـوای هـم نـشیـنـی با رفیـقــان می کنی امشب؟
.
دمت گرم ست!بین ما نشین و روضه خوانـی کن
چرا خود را ز ما اینگـونـه پنـهـان می کنی امشب
.
تـو بـا سـوز صـدای خــود بـگــو از شــام درد آور
دل هــر سنـگ را بـا نـالــه لــرزان می کنی امشب
.
الا یبـن الحـسـن یبـن الحسینـی بـایـدت خوانـدن
چرا عمامه؟! سر را بهرش عریان می کنی امشب
.
بــرای کـــاروان عــمـــه ات زیـنــب پـریــشــانـــی
یقیـنـا چـشـم نـازت را تو گـریـان می کنی امشب
.
دلـم خـون سـت، ای آقـــا چـــرا داری شـمــا یـــادِ
اسـیــری و کـنــیـــزی ِ اســیـــران می کنی امشب
.
اگـر مـحسـن جـمـالـش را ببینـی در همیـن لحظه
ز سـر تـا پـای او را بـوسـه بـاران می کنی امشب
برچسب:
نویسنده: زهرا احمدی